نگارش یازدهم گفت و گو با موضوع خورشید و یخ کوچولو

  • رتبه1 از 5
  • دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹
  • نگارش یازدهم گفت و گو با موضوع خورشید و یخ کوچولو

    نگارش یازدهم گفت و گو با موضوع خورشید و یخ کوچولو

    هوا خیلی خیلی سرد شده بود ، خورشید خانم از پشت کوه ها بیرون آمد، به اطراف نگاه می کرد چشمش به یخ کوچولو افتاد که به او خیره شده بود.
    تکه یخ های کوچک و بزرگ زیادی در آن اطراف وجود داشت اما نگاه یخ کوچولو متفاوت تر از بقیه یخ ها بود.
    خورشید لبخندی زد و رو به یخ کوچولو گفت: چته؟تا به حال منو در این اطراف ندیده بودی؟
    یخ کوچولو گفت: تو کی هستی؟

    خورشید گفت: من کسی هستم که باعث روشنایی این جهان می شوم و از گرمای وجودم به همه موجودات که در این جهان وجود دارد می دهم ، صبح از پشت کوه ها بیرون می آیم و در نزدیکی مغرب از اینجا می روم و تو دیگر مرا در این اطراف نخواهی دید.
    یخ کوچولو گفت: تو با دوستان من تفاوت های زیادی داری دوستان من سفید اما تو زرد رنگی!
    خورشید خانم گفت: زیادی به من خیره نشو ! خیره شدن به من باعث آب شدنت می شود ، من و تو با هم در تضادیم ، من گرم اما تو سرد ! وجود من باعث آب شدن و در نهایت نابودی تو می شود.
    یخ کوچولو قصه ما اینگاری شیفته ی زیبایی و جلا خورشید خانم شده بود ، گوشش به حرف ها و نصیحت هایش بدهکار نبود و از نگاه کردن و حرف زدن با او لذت می برد.
    روز ها گذشت و دوستی آنها ادامه پیدا کرد اما یک روز خورشید خانم خسته بود به یخ کوچولو گفت: من زمستان و برف را چندان دوست ندارم من تابستان ، درختان و گل و گیاهان سرسبز را دوست دارم...
    یخ کوچولو وقتی حرف های خورشید را شنید خیلی خیلی ناراحت شد چون اصلا انتظار شنیدن این حرف ها را نداشت.
    فردای آن روز منتظر بود خورشید را ببیند و با او صحبت کند و به او بگوید چقدر او را دوست دارد ، اما ابر سیاه و خشمگینی تمام آسمان را پوشانده بود و خبری از خورشید نبود یخ کوچولو چند روزی منتظر خورشید بود اما این روال ادامه پیدا کرد.
    دوری و ندیدن و حرف های خورشید باعث شده بود یخ کوچولو به تکه های کوچکتری تقسیم شود.
    روز بعد خورشید از پشت ابر ها بیرون آمد به اطراف نگاه می کرد و به دنبال یخ کوچولو می گشت تا به خاطر حرف هایش که باعث ناراحتی یخ کوچولو شده بود توضیح دهد و از دلش بیرون بیاورد اما او را ندید و خبری از یخ کوچولو نشد.
    گاهی اوقات بعضی حرف ها نه تنها انسان ها بلکه موجودات را هم از پا در می آورد ، مراقب حرف هایمان باشیم تا دلی را نشکنیم.

    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : پرشین جم


    تحقیق آماده | | بازدید | : mohsenfalse

    ارسال دیدگاه برای پست : نگارش یازدهم گفت و گو با موضوع خورشید و یخ کوچولو

  • نرگس در مورد :مهم ترین فایده حجاب چیست میگه :

    نمیدونم

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 3 ماه پیش

  • حسام در مورد :انواع تصمیم گیری را نام ببرید تفکر هشتم میگه :

    تصمیم گیری آنی

    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ 3 ماه پیش

  • Rahil در مورد :میتوکندری چیست علوم هفتم میگه :

    عالی هر سوالی بخوای هست و به راحتی به جواب میرسی

    سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ 3 ماه پیش

  • بنیامین در مورد :مهم ترین محصول کشاورزی آسیا میگه :

    مهپ ترین محصول کشاورزی اسیا چیست

    دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ 3 ماه پیش

  • النا در مورد :من یک نوجوان ایرانی هستم که تصمیم دارم میگه :

    خوب

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 3 ماه پیش

    • ...

    به نظر تان در پرشین جم چه مطالبی درج شود؟