اهنگ به تو وابسته شدم دیگه نیست دست خودم-هم اکنون 5

تحقیق در مورد مادر-هم اکنون 1

چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید-هم اکنون 3

تحقیق درباره قلب-هم اکنون 1

دندان های خرچنگ در کدام قسمت بدن است-1 دقیقه پیش 11

مصرف زردچوبه برای دیابت مفید است یا مضر؟-1 دقیقه پیش 1

پلاک ۷۹ مال کدوم شهره - دانستنی-1 دقیقه پیش 6

انشا در مورد برای تابستان خود چه برنامه ای دارید-2 دقیقه پیش 2

شعر مولانا درباره امید به زندگی-3 دقیقه پیش 12

نحوه خوردن میوه انبه-3 دقیقه پیش 1

دانلود آهنگ علیرضا طلیسچی زندگی جونم-3 دقیقه پیش 1

امام حسن مجتبی با نقشه کی به شهادت رسید-3 دقیقه پیش 1

عکس نوشته وکلیپ جذاب شروع کلاس-3 دقیقه پیش 1

بازی پانتومیم چیست؟ + [100 واژه سخت و آسان]-3 دقیقه پیش 1

عناصر موجود در آب سخت را نام ببرید علوم هفتم-4 دقیقه پیش 1

  • ...

نگارش یازدهم گسترش محتوا ذکر زمان و مکان

  • رتبه1 از 5
  • سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۹
  • نگارش یازدهم
    گسترش محتوا ذکر زمان و مکان با موضوع آخرین پاییز مادر بزرگ

    بعضی ها آنقدر خوب هستند که کلمات عاجز از وصف آنها هستند...
    همان ها که دوست داری خارج از جاده‌ی زمان، آنها را در کنار خود داشته باشی!
    مادر بزرگ از همان بعضی‌های خیلی خوب بود که بی او زندگی، خاکستری بنظر میرسید!
    بارها به او گفته بودم چروک دستانش و زبری نوازش هایش را به هیچ قیمت ابریشمینی نمیفروشم.
    پائیز سال نود و شش حیاط خانه‌ی مادر بزرگ حال و هوای شاعرانه به خود گرفته بود!
    جامه‌ای نارنجی از برگ درختان به تن حیاط پوشانده شده بود؛ ماهی های قرمز در حوض آبی با نوای باد، میرقصیدند...

    خرمالو‌ها، بر تن نیمه لخت درختان بوسه زده بوند و بید عاشق تر از هر گاه دیگر، کمر خم کرده بود...
    و گنجشگان در آسمان وسیع، اندک شده بودند
    داخل خانه‌ی نقلی مادر بزرگ، گرمای کُرسی و بوی آش و بخار داغ چای نبات و عطر نارنگی پوست کنده، حاکم بود که سرمای مسیر رفت را از ذهنم ربوده و حواسم را نسبت به هوای بیرون پرت کرده بود!
    خانه‌ی مادر بزرگ، همیشه عطر شمعدانی و گل محمدی میداد...
    با درهایی چوبی و طرحهایی سنتی که نظر از آدمی سرقت میکرد!
    خانه‌ی مادر بزرگ، در یکی از محله‌های با صفای شهر شیراز بود.
    موهای حنا شده‌ی مادر بزرگ، برایم به سان زیبایی خورشیدِ هنگام طلوع بود و چشم‌های کم سویش، چنان مهتابی بود که مرا از هرچه تاریکی شبانه در زندگیم بود، رها میساخت!
    بعد شامِ مادر بزرگ پَز در بالکن دلنشین خانه‌اش، برایم داستانی تاریخی تعریف کرد و من آنقدر غرق جادوی صدایش گشته بودم که نفهمیدم کی خوابم برد!
    کاش میشد که میدانستم آن شب، آخرین پائیز مشترک من و مادر بزرگ است تا که هرگـز گول فریبای خواب را نمیخوردم و تا سَحَر در آغوش گرم او بیدار می‌ماندم.
    ولی افسوس که ذهن انسان، محدود است به اسرار جهان!
    درست است که زمان، به سان قطاری بی‌رحم در گذر دائمی است ولی، ما که میتوانیم به نهایت زندگی خویش رحم کنیم.

    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : پرشین جم


    تحقیق آماده | | بازدید | : mohsenfalse

    ارسال دیدگاه برای پست : نگارش یازدهم گسترش محتوا ذکر زمان و مکان

  • نرگس در مورد :مهم ترین فایده حجاب چیست میگه :

    نمیدونم

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 21 روز پیش

  • حسام در مورد :انواع تصمیم گیری را نام ببرید تفکر هشتم میگه :

    تصمیم گیری آنی

    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ 14 روز پیش

  • Rahil در مورد :میتوکندری چیست علوم هفتم میگه :

    عالی هر سوالی بخوای هست و به راحتی به جواب میرسی

    سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ 23 روز پیش

  • بنیامین در مورد :مهم ترین محصول کشاورزی آسیا میگه :

    مهپ ترین محصول کشاورزی اسیا چیست

    دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ 24 روز پیش

  • النا در مورد :من یک نوجوان ایرانی هستم که تصمیم دارم میگه :

    خوب

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 21 روز پیش

    • ...

    به نظر تان در پرشین جم چه مطالبی درج شود؟