تحقیق درباره ی کلیله و دمنه برای کلاس پنجم

  • رتبه3 از 5
  • سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸
  • کلیله و دِمنه کتابی‌است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات)‌ نقل شده‌است. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شده‌است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.

    تحقیق درباره ی کلیله و دمنه برای کلاس پنجم

    كتاب «كلیله و دمنه» با تصحیح و توضیح مجتبی مینوی منتشر شده است.كتاب كلیله و دمنه با مقدمه‌ای مفصل به قلم مینوی و دیباچه‌ای از برزویه طبیب و مقدمه ابن‌مقفع، مترجم عربی كتاب و به اهتمام نیما مهدیكار، به چاپ رسیده است.


    «كلیله و دمنه از مجموعه‌های دانش و حكمت است كه مردمان خردمند قدیم گرد آوردند و به هرگونه زبان نوشتند و از برای فرزندان خویش به یادگار گذاشتند و در دوره‌های متمادی گرامی می‌داشتند و از آن حكمت‌های عملی و آداب زندگی و زبان می‌آموختند.

    متن کلیله و دمنه

    اصل كتاب كلیله و دمنه به زبان «پنچه تنتره» بود كه در پنج باب فراهم آمده بود. «برزویه طبیب مروزی» در دوران انوشروان خسرو پسر قباد پادشاه ساسانی آن را به پارسی برگرداند و باب‌ها و حكایت‌های چند بر آن افزود كه اغلب آن‌ها از مآخذ دیگر هندی بود؛ در مبادی دوران فرهنگ اسلامی ابن‌مقفع آن را از پارسی به عربی نقل كرد و كتاب كلیله و دمنه نام نهاد، از نگارش پارسی برزویه و از ترجمه عربی پسر مقفع «به هر گونه زبان» ترجمه كرده شد.

    در عصر سامانیان نخستین سخنگوی بزرگ زبان فارسی ابوعبدالله رودكی آن كتاب ابن‌المقفع را به نظم فارسی امروزی درآورد.


    نقل كلیه نسخه بدل‌ها و نشان دادن اختلافات تمامی نسخ در مورد همه كلمات مشكل بود، و كتاب را به پنج برابر آن چه هست می‌رسانید، زیرا كه بی‌امانتی نساخ و اعتقاد هر یك از ایشان به این كه از همه شعرا و نویسندگان بافهم‌تر و باذوق‌تر و عالم‌تر است، باعث شده است كه اگر ده نسخه از كتابی كه در هشتاد هزار كلمه باشد بیابیم و آن‌ها را با هم مقابله كنیم، غالبا برای هر یك از كلمات آن پنج نسخه بدل خواهیم داشت،‌ ولی در عمل معلوم شد كه گاهی ضبط نسخه‌ای متاخر موید قرائتی می‌شود كه در ده نسخه قدیم به صورت دیگری آمده است.»


    مینوی در پایان این نوشته، اسامی یازده نسخه مورد استفاده و مقابله‌اش را آورده است كه نام نسخی در استانبول، وزارت معارف تركیه، كتابخانه ملی پاریس، كتابخانه بادلیان آكسفورد، موزه بریتانیا و…از آن جمله‌اند.


    «تمهید بزرجمهر بختكان»، «باب برزویه طبیب»، «باب شیر و گاو»، «باب بازجست كار دمنه»، «باب دوستی كبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو»و «باب بوزینه و باخه»،‌نام‌های چند فصل این كتاب هستند.


    در بخشی از کتاب کلیله و دمنه با عنوان «شیر و گاو» می‌خوانیم:


    «كلیله گفت: اگر گاو را هلاك توانی كرد چنان كه رنج آن به شیر بازنگردد وجهی دارد و در احكام خرد تاویلی یافته شود، و اگر بی از آن چه مضرتی بدو پیوندد دست ندهد زینهار تا آسیب بر آن نزنی. چه هیچ خردمند برای آسایش خویش رنج مخدوم اختیار نكند. شیر گفت: وفور امانت تو مقرر است و آثار آن بر حال تو ظاهر، آن چه تازه شده است باز نمای، كه بر شفقت و نصیحت حمل افتد، ‌و بدگمانی و شبهت را در حوالی آن مجال داده نیابد.»


    کلیله دمنه و چیست و از کجا آمد؟

    قدیمی‌ترین نسخه‌ خطی بازمانده از «کلیله و دمنه» به قرن‌های ۱۳ و ۱۴ میلادی برمی‌گردد اما محبوبیت گسترده‌ این کتاب از اشاره‌هایی که در سایر آثار ادبی قرون وسطا به آن رفته، روشن است، اما «کلیله و دمنه» هرگز مجموعه‌ ثابتی از قصه‌ها تلقی نشده و نویسندگان و ویرایشگران بعدی، آزادانه قصه‌هایی را به آن می‌افزودند، قصه‌هایی را از آن کم می‌کردند یا محتویات آنها را تغییر می‌دادند.

    از قرن نوزدهم به بعد عده‌ای از محققان تلاش کردند تا تاریخچه‌ پیچیده‌ سرمنشاء «کلیله و دمنه» را از طریق تحلیل ادبی و تاریخ هنری دنبال کنند و در این میان دریافتند که سنت تصویرگری قصه‌های کلیله و دمنه احتمالا مبتنی بر تصویرگری قصه‌های حیوانات پانکاتانترا ( پنجه تنتره) است اما مشهورترین نسخه‌ فارسی‌ آن مربوط دوره‌ تیموری «انوار سهیلی» است که بعدها در دوره‌ عثمانی به صورت نظم با نام «همایون نامه» برای شاه سلیمان کبیر ترجمه شد و پس از آن نسخه‌ تازه‌ای از اثر دوره‌ی تیموری با عنوان «عیار دانش» به سفارش اکبرشاه، امپراتور مغول تهیه شد.

    «کلیله و دمنه» کتابی‌ اصالتا هندی است که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شده و مبتنی بر چند اثر هندی است که مهم‌ترین آنها پنجه تنتره (به معنی پنج فصل) و به زبان سانسکریت است اما از سویی دیگر، روایات سنتی، برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر می‌دانند.

    نام پهلوی اثر «کلیلگ و دمنگ» بوده که نشانی از آن در دسترس نیست اما ترجمه‌ای از آن به زبان سریانی امروز موجود است که نزدیک‌ترین ترجمه از لحاظ زمانی به تالیف برزویه به شمار می‌رود و در آن حکایت‌های گوناگونی (بیشتر از زبان حیوانات)‌ نقل شده ‌است. عنوان کتاب نیز از نام دو شغال «کلیله» و «دمنه» گرفته شده و بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.

    در قرن ششم هجری، نصرالله منشی (منشی بهرام‌شاه غزنوی) کلیله و دمنه را به فارسی دری ترجمه کرد که ترجمه‌ای آزاد است و وی هرجا لازم دانسته ابیات و امثال فراوانی از خود و دیگران بر آن افزوده است که این ترجمه را گاه «کلیله و دمنه بهرامشاهی» نیز می‌نامند اما ترجمه دیگری که تقریبا مقارن با ترجمه نصرالله منشی صورت گرفته ولی کمتر شناخته‌شده، توسط محمد بن عبدالله بخاری (منشی دربار اتابکان موصل) صورت گرفته که برخلاف نصرالله منشی به عبارت‌پردازی نپرداخته و کاملا به متن اصلی وفادار مانده ‌است.

    در عین حال اگر بخواهیم از اهمیت کلیله و دمنه آگاهی یابیم، کافی به اشاراتی که از آن در متون ادب فارسی شده بسنده کنیم به عنوان مثال فردوسی در «شاهنامه»، ابن ندیم در «الفهرست»، ابوریحان بیرونی در تحقیق «ماللهند»، ابراهیم بن محمد اصطخری در «مسالک الممالک» ، عبدالحی بن ضحاک گردیزی در «زین الاخبار» و عبدالملک بن محمد ثعالبی، درباره کلیله و دمنه بحث و اظهار نظر کرده‌اند.

    حکایتی زیبا از کلیله و دمنه

    لاک پشتی بود که با عقربی در نزدیکی همدیگر زندگی می کردند . آن دو به هم عادت کرده بودند . روزی از روزها در محل زندگی آنها اتفاقی افتاد و زندگی آنها را به خطر انداخت . آنها مجبور شدند به محل دیگری کوچ کنند . لاک پشت و عقرب با هم حرکت کردند و بعد از طی مسافتی طولانی به رودخانه ای رسیدند . تا چشم عقرب به رودخانه افتاد ، در جای خود آرام ایستاد و به لاک پشت گفت : " می بینی که چقدر بد شانس هستم ؟ " لاک پشت گفت : " مگر چه شده ؟ موضوع چیست ؟ " عقرب گفت : " من الان نه راه پیش دارم و نه راه پس / اگر جلو بروم ، در رودخانه غرق می شوم ، اگر هم برگردم از تو جدا می شوم . "

    لاک پشت گفت : " ناراحت نباش . ما با هم دوست هستیم ، پس باید در غم و شادی به یکدیگر کمک کنیم . من می توانم به آسانی از رودخانه عبور کنم . بنابراین تو می توانی بر پشت من سوار شوی و با هم از رودخانه عبور کنیم . مگر نمی دانی که بزرگان گفته اند :

    دوست آن باشد که گیرد دست دوست

    در پریشان حالی و درماندگی

    عقرب گفت : " خدا خیرت دهد دوست وفادارم . باید بتوانم روزی محبت تو را جبران کنم . "

    سپس عقرب بر پشت لاک پشت سوار شد و لاک پشت شنا کنان حرکت کرد . پعد از چند لحظه لاک پشت احساس کرد که چیزی دارد پشتش را خراش می دهد . لاک پشت از عقرب پرسید : " آن بالا چکار می کنی ؟ این سر و صداها از چیست ؟ "

    عقرب پاسخ داد : " چیز مهمی نیست . سعی می کنم جای مناسبی پیدا کنم تا بتوانم تو را نیش بزنم . "

    لاک پشت که متعجب شده بود ، با ناراحتی گفت : " ای موجود بی رحم و بی انصاف ! من زندگی ام را برای نجات تو به خطر انداخته ام و تو را بر پشتم سوار کردم تا جانت را نجات دهم ، با این وجود ، تو می خواهی مرا نیش بزنی ؟ هرچند که نیش تو بر پشت من هیچ اثری ندارد . نه به آنکه دم از دوستی می زنی و نه به آنکه می خواهی جان مرا بگیری . دلیل این همه خیانت و بدخواهی ات چیست ؟ "

    عقرب گفت از تو انتظار این حرفها را نداشتم . من در حق تو هیچ خیانتی نکردم و بدخواه تو نیستم . حقیقت این است که طبیعت آتش ، سوزاندن است . آتش همه چیز را حتی نزدیکترین دوستانش را می سوزاند . طبیعت من هم نیش زدن است ، وگرنه من با تو دشمن نیستم ، بلکه با تو دوست هستم و خواهم بود . نشنیده ای که گفته اند :

    نیش عقزب نه از ره کین است

    اقتضای طبیعتش این است

    لاک پشت حرفهای عقرب را تأیید کرد و گفت : " تو راست می گویی . تقصیر من است که از بین این همه حیوان ، تو را به عنوان دوست انتخاب کرده ام . هرچقدر به تو خوبی کنم ، باز هم طبیعت تو وحشیانه است . من نمی خواهم با تو دوست باشم . تنها بودن بهتر از آن است که دوستی مانند تو داشته باشم .

    لاک پشت این حرفها را گفت و عقرب را از پشتش به داخل رودخانه انداخت و به راه خود ادامه داد .


    پندها:

    دوستی بـا مردم دانـا نکوست

    دشمن دانا به از نـادان دوست

    دشـمن دانــا بلندت مــی ‎کند

    بر زمینت می‎ زند نادان دوست


    یکى از معیارهاى مهم در انتخاب دوست این است که او داراى حسن خلق، رفتار پسندیده، تواضع و فروتنى و اوصاف نیکو باشد. فردى که از این اوصاف برخوردار نباشد لایق ارتباط و پیوند دوستى نیست چون اعمال ناشایست او حاکى از نیّات پلیدى است که در باطن اوست.

    معیار دیگرى که در انتخاب دوست باید لحاظ گردد میزان علم و آگاهى و عقل و اندیشه اوست. دوست آگاه و عاقل مایه خوشبختى و سعادت و رفیق سفیه و جاهل اسباب ناراحتى و رنج را فراهم خواهد نمود. چون اوّلى با درایت خویش و آگاهى و معرفتى که دارد در انجام اعمال خود تمام جوانب کار را درنظر دارد که هم براى خود و هم براى نزدیکان و دوستانش معضل یا مشکلى را ایجاد نکرده بلکه مشکلات موجود را رفع مىکند امّا دوّمى با علم اندک و عدم تدبیر و دوراندیشى و استفاده نکردن بجا از عقل و اندیشه نه تنها قدرت از میان برداشتن مشکلات را در زندگى ندارد بلکه با سفاهت خویش موانعى را براى خود و دوستان در مسیر پیشرفت زندگى ایجاد می کند. چه بسا نیّتى خیر در ذهن داشته باشد تا اینکه کار خیرى در حق دوستان انجام دهد و لیکن بر اثر کج فهمى و کم خردى عملى به زیان او انجام می دهد.


    ارائه شده توسط : سعید زمانی

    در وب سایت : پرشین جم


    دریافت پی دی اف مطلب

    تحقیق آماده | | بازدید | : persiangem

    ارسال دیدگاه برای پست : تحقیق درباره ی کلیله و دمنه برای کلاس پنجم

    نــظرات کــاربران

    • نام ارسال کننده: هستی

      عالی

      یکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۱۳:۰۸:۴۷
    • نام ارسال کننده: مرضیه

      خیلی طولانی است و کامل تر توضیح بدید عالی بود

      سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۰۷:۰۸:۲۸
    • نام ارسال کننده: محمد

      خوب

      یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۱۶:۰۸:۲۷
    • نام ارسال کننده: .

      خیلی خوب بود ممنون

      یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۱۰:۰۸:۲۱
    • نام ارسال کننده: زهرا

      معنی کلیله ودمنه رو می گید

      شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۲۰:۰۸:۴۹
    • نام ارسال کننده: زهرا

      عالی

      سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ -ساعت:۱۶:۰۸:۵۷

    به نظر تان در پرشین جم چه مطالبی درج شود؟

    لطفا اتصال به اینترنت را چک نمائید