ورزش تیراندازی ایران و شرکت در المپیک-هم اکنون 2

رل زدن ب چه معناست -رل چیه؟ رل زدن چیه؟-هم اکنون 1

متن دوستت دارم همسرم - جملات ناب عاشقانه برای همسر-هم اکنون 1

طرز تهیه ترشی سیر حبه ای فوری-2 دقیقه پیش 2

بهترین زمان برای مصرف ویتامین ها-2 دقیقه پیش 1

در چه حالت نباید از خطای افراد چشم پوشی کرد-3 دقیقه پیش 2

دندان های خرچنگ در کدام قسمت بدن است-3 دقیقه پیش 12

انشا در مورد انسان و انسانیت-3 دقیقه پیش 1

دانلود آهنگ آرشا دلم گیره به تو-3 دقیقه پیش 1

غزلیات عاشقانه سعدی-اشعار عاشقانه سعدی-4 دقیقه پیش 2

مهم ترین رویداد تاریخی کشور ما چیست مطالعات هفتم-4 دقیقه پیش 2

ابن ملجم چگونه کشته شد-4 دقیقه پیش 2

مرگ دلخراش دخترجوان درحین سلفی گرفتن-5 دقیقه پیش 1

جزوه ریاضی مبحث احتمال-5 دقیقه پیش 1

ضرب المثل شیر و موش کلاس چهارم-6 دقیقه پیش 4

  • ...

تحقیق درباره نیما یوشیج

  • رتبه1 از 5
  • سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰
  • علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (۲۱ آبان ۱۲۷۶ – ۱۳ دی ۱۳۳۸[۱]) شاعر معاصر ایرانی بود. وی بنیان‌گذار شعر نوین و ملقب به پدر شعر نو فارسی[۲][۳][۴] است.

    نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران، انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده بود.

    تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان می‌دانند.[۵][۶] نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است.

    همچنان نیما با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته‌است.

    محتویات

  • ۱ زندگینامه و تبارنامه
  • ۲ ازدواج
  • ۳ آغاز شاعری
  • ۴ آثار نیما
  • ۵ نمونه اشعار
  • ۵.۱ نمونه اشعار فارسی
  • ۶ نیما و زبان طبری
  • ۶.۱ نمونه اشعار مازندرانی
  • ۷ گمانِ انتحال و تغییر تاریخ شعرها
  • ۸ خانه نیما
  • ۹ درگذشت
  • ۱۰ کتاب‌شناسی
  • ۱۰.۱ اشعار
  • ۱۰.۱.۱ اشعار فارسی
  • ۱۰.۱.۲ اشعار طبری
  • ۱۰.۲ آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها
  • ۱۰.۳ نامه‌ها
  • ۱۱ جستارهای وابسته
  • ۱۲ منابع
  • ۱۳ پیوند به بیرون
  • زندگینامه و تبارنامه

    نیما در سال ۱۲۷۶[۷] هجری شمسی در روستای یوش، از توابع بخش بلده شهرستان نور، به‌دنیا آمد. پدرش، ابراهیم‌خان اِعظام‌السلطنه، متعلق به خانواده‌ای قدیمی در مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.[۸] نیما یوشیج (علی اسفندیاری) و خاندان اسفندیاری (نور) از خاندان‌های معروف ایران و نور استان مازندران در دوره قاجار و پهلوی است که نسب ایشان به شاخه‌ای از اسپهبدان طبرستان موسوم به پادوسبانیان می‌رسد[۹]. پادوسبانیان سلسله‌ای ساسانی تبار بودند که از حدود سال ۴۰ هجری تا دوران شاه عباس یکم صفوی بر بخش‌هایی از طبرستان (بعداً مازندران) حکمرانی می‌کردند. علی اسفندیاری (نیما یوشیج) و محتشم‌السلطنه از مشهورترین اعضای این خاندان هستند. در عصر قاجار و پهلوی، وزراء و نمایندگان مجلس و چهره‌های سیاسی و علمی و هنرمندان متعددی از میان افراد این خانواده برخاستند. حتی پس از درگذشت حسن اسفندیاری (محتشم السلطنه) در سال ۱۳۲۳ شمسی که از صاحب منصبان مشهور و وزیر چند وزارتخانه بود، کتابی به عنوان زندگی حسن اسفندیاری به چاپ رسید. نیما یوشیج در آغاز کتاب نسب و تبار خاندانش را شرح می‌دهد[۱۰]. نیما یوشیج در مقاله زندگانی حسن اسفندیاری(محتشم السلطنه) که در آن تاریخچه خاندان اسفندیاری را شرح می دهد،به‌طور ضمنی تبار خود را به اسپهبدان پادوسبانیان طبرستان می‌رساند[۱۱][۱۲][۱۳].

    نیما به اصالت و تبار خود افتخار می‌کند. شهرآگیم از اجداد پدری نیما و از بزرگان مازندران بود. به دلیل همین علاقه‌مندی به تبارش بود که نام فرزندش را نیز شرآگیم گذاشت. واژه «نیماور» در زبان مازندرانی به معنی کماندار بزرگ است. این نام، به چند تن از اسپهبدان مازندرانی اطلاق می‌شود. نیما خود در این باره می‌نویسد: «نیماور یکی از پادشاهان رستمدار که جد من است.» در دوبیتی زیر نیما می‌گوید که آنچه باعث شهرتش می‌شود، هنر اوست. هنر نیما هم شاعری است و باعث شد که امروز یکی از نامداران عرصه ادبیات ایران باشد.[۱۴]

    اشعار نیما در مورد هویت و هنرش:

    نیما مُ مِن، یگانِهِ رستمدار
    من نیما هستم یگانه رستمدار
    نیما وَروُ، شَهرآگیم تَبار
    از نسل شراگیم نام‌آور و کماندار
    هُنَرِ مُنی وُنِ مِ نوُم دار
    هنر من باعث شهرتم می‌شود
    کلین نیمُ، تَشِ کِلهِ سَرِ کَل مار
    خاکستر نیستم، بلکه چوب آتشین اجاقم


    (روجا)

    پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا دوازده‌سالگی در زادگاهش، روستای یوش، و در دل طبیعت زندگی کرد.[۱۵] نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوندِ دِه فراگرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار می‌داد و در کوچه‌باغ‌ها دنبالِ نیما می‌کرد.[۱۶] ۱۲ساله بود که به‌همراه خانواده به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به‌گفته خودِ نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد. نیما، شعر بلند افسانه را به نظام وفا، معلم قدیمی اش تقدیم کرده‌است.[۱۷] پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی، نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد، اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۱۸]

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    نیما یوشیج در کنار علی‌اصغر خبره‌زاده، جلال آل احمد و برخی دوستان

    علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان طبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضاء می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناسنامه نام وی نیما خان یوشیج ثبت شده‌است.[۱۹] خاندان مادری نیما ریشه و اصالتی گرجی داشتند[۲۰][۲۱][۲۲]. دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفان‌های سهمگین سیاسی ـ اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تأسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمی‌توانست از این توفان‌های اجتماعی بی‌تأثیر بمانَد. نیما ازنظر سیاسی تفکر چپ‌گرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ، یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰)[۲۳][۲۴] که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می‌شد همکاری قلمی داشت. ازجمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.[۲۵] دیرتر، در دهه بیست خورشیدی، در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیئت مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپ‌گرای این دوران منتشر می‌شد.

    ازدواج

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    تصویری از نیما به‌همراه حاشیه‌هایی مورخه ۱۴ خرداد ۱۳۳۴

    نیما یوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به‌دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.[۲۶] پس از این شکست، او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند، اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید؛ بنابراین، عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.[۲۷]

    سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی، عالیه جهانگیر، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.[۲۸] حاصل این ازدواج، که تا پایان عمر دوام یافت، فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ خورشیدی به‌دنیا آمد.[۲۹]

    وی ازدواج کرد تا به‌گفته خودش از افکار پریشان رهایی یابد.[۳۰] اما درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۳۱] در همین زمان، چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۳۲] وی که در این زمان به‌دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده‌بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.[۳۳]

    در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، محل کار عالیه جهانگیر، همسر نیما، به بارفروش (بابل کنونی؛ مدرسه بدر) انتقال یافت. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.[۳۴] او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا به امر تدریس مشغول بود.

    آغاز شاعری

    نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۳۵] این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند. عبدالعلی دستغیب٬ منتقد ادبی٬ معتقداست که نیما حتی درابتدا که به سبک قدیم شعر می سرود٬ توانایی خود را نشان داد. هرچند این اشعار ازنظر فرم کهن هستند٬ نیما معانی و موضوعات جدیدی در آنها گنجانده است.[۳۶]

    در پاییز سال ۱۳۰۱ شعر «ای شب» را در روزنامهٔ هفتگی نوبهار منتشر کرد. نیما در این رابطه می‌گوید: «در پاییز سال ۱۳۰۱ نمونهٔ دیگری از شیوهٔ کار خود «ای شب» را که پیش از این تاریخ سرودم و دست به دست و مردود شده بود، در روزنامهٔ هفتگی «نوبهار» دیدم.» شیوهٔ کار در هر کدام از این قطعات تیر زهرآگینی به خصوص در آن زمان به طرفداران سبک قدیم بود.[۳۷]

    نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶ ش) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷ ش) آغاز شد و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد.[۳۸] او در ۶۴ سال زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد.[۳۹]

    آثار نیما

    منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده‌است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده‌است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته‌است.[۴۰] بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند.[۴۱] چنان‌که خطاب به حافظ می‌گوید:

    حافظا این چه کید و دروغ است
    کز زبان می وجام ساقی است
    نالی ار تا ابد باورم نیست
    که بر آن عشق بازی که باقی است
    من بر آن عاشقم کو رونده‌است



    (افسانه)

    نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسئله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند، اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده‌است.[۴۲] با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.[۴۳] ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.[۴۴]

    نمونه اشعار

    اشعار «داروگ» و «مهتاب» از جملهٔ آثار نیما یوشیج هستند. از او اشعار فارسی و نیز اشعاری به زبان مازندرانی به جای مانده‌است که در ذیل نمونه هائی از هر کدام ذکر می‌گردد.

    نمونه اشعار فارسی

    تو را من چشم در راهم شباهنگام

    که می‌گیرند در شاخ تلاجن سایه‌ها رنگ سیاهی

    وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

    تو را من چشم در راهم.

    ***

    شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند

    در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

    گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم

    تو را من چشم در راهم

    ===

    این شعر زمستان ۱۳۳۶ سروده شد. همچنین این شعر توسط احمد شاملو دکلمه شده‌است.

    نیما و زبان طبری

    دغدغه اصلی نیما حفظ و احیای زبان طبری بود، او در نامه‌ها و دست نوشته‌هایش و همچنین در مقدمه دفتر روجا، به این دغدغه اشاره می کند. وی در نامه‌هایی که به برادرش می نویسد، سه بار از وی می خواهد که کتاب تاریخ طبرستان و دیوان امیر پازواری را برایش تهیه کرده و ارسال کند. مهم‌ترین گام نیما در راه زنده نگاه داشتن زبان طبری، سرودن اشعار طبری در مجموعه ای با نام روجا است.[۴۵]

    نمونه اشعار مازندرانی

    روجا (در زبان مازندرانی به معنی ستارهٔ سرخ سحری[۴۶]) عنوان مجموعه‌ای از اشعار نیما یوشیج است که به زبان طبری سروده شده‌اند. این اشعار ابتدا در کتاب مجموعه اشعار نیما یوشیج (نشر نگاه) و پس از آن توسط مجید اسدی چاپ شدند.[۴۷] این اشعار به زبان مازندرانی است و به گویش کجوری و کلارستاقی که در شهرستان‌های نور، نوشهر و چالوس گویش می‌شود شباهت دارد.[۴۸][۴۹]

    لوش کُلُمی دروازِه نَوونُ
    درچوبی آغل، هیچگاه دروازه نمی‌شود
    کلین بِنِه اِسَپی رازه نوونُ
    زمین سوخته، سبزه زار نمی‌شود
    بُخوشتُ هسکا تازه نَوونُ
    استخوان خشکیده دیگر جوان نمی‌شود
    نامرد جور تلی سازه نَوونُ
    درختچه‌های خار دار، جارو نمی‌شوند نمی‌شوند


    (روجا)

    کیجا سارِه فِرِنگی رِ مونِسُّ
    دختر، ساره شبیه فرنگی‌ها بود
    مِ وُرَ نیشتُ وِ اَمیری خونِسُّ
    کنارم می‌نشست و امیری می‌خواند
    گُنی مِ دِلِ درد وِ چونِسُّ
    تو گویی او از درد دل من چگونه خبر داشت
    وِ دِل خواس مُن گُمُ وی دونسُّ
    اگر چه دلش می‌خواست، اما من می‌گویم او می‌دانست


    (روجا)

    آفتاب هاکردُ دُریوی دیمُ ایشُم
    روز آفتابی صورت دریا را نگاه می‌کنم
    ویشُه بَسوتُه مُن وُن هیمِ ایشممُ
    در بیشهٔ سوخته، من هیزم‌هارا تماشا می‌کنم
    یار کُو شُون و گزلیمُ ایشُم
    یار که می‌رود من موی مجعد اورا نگاه می‌کنم
    دُل کُو نارمُ نمِّ کُدیمِ ایشُم
    دل که ندارم نمی‌دانم به چه کسی نگاه می‌کنم


    (روجا)

    گمانِ انتحال و تغییر تاریخ شعرها

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    من می‌خواهم بگویم که احتمالاً نیما یوشیج شعر «با غروبش» را بعد از خواندن شعر خانلری سروده‌است؛ چنان‌که تردیدی ندارم که «حرف‌های همسایه» را –با هر تاریخی که در زیر آن‌ها نهاده- به تأثیر از «چند نامه به شاعری جوان» ریلکه و ترجمه خانلری که در ۱۳۲۰، انتشار یافته نوشته‌است.. و بگذارید این کفر دیگر را همین‌جا بگویم که به نظر من بخش‌های اصلی و محوری «ارزش احساسات» هم ترجمه آزاد و «بفهمی‌نفهمی» از یک کتاب فرانسوی است که مطالبی از کتابی نظیر دائرةالمعارف اسلام (چاپ اول)، دربارهٔ شعر معاصر ترک و عرب بر آن افزوده شده‌است.

    شفیعی کدکنی، مقدمه گزینه اشعار ناتل خانلری، بهار ۱۳۹۴

    شفیعی کدکنی برخی از شعرهای نیما را پس از شهریور ۱۳۲۰، تحت تأثیر پرویز ناتل خانلری می‌داند. او در مقدمهٔ کتاب گزینه اشعار پرویز ناتل خانلری، تاریخ درج‌شده در پای اشعار نیما را نامعتبر دانست و مدعی شد که احتمالاً نیما یوشیج شعر «با غروب» اش را پس از خواندن «یغمای شب» خانلری در سخن، شماره ۱۱ و ۱۲، به تاریخ مرداد ۱۳۲۳ سروده‌است و تاریخ قدیمی‌تری - فروردین ۱۳۲۳ - زیر شعر گذاشته‌است.[۵۰] او همچنین احتمال این که نیما بعد از شهریور ۲۰ از کارهای شاگردانش «مایه» هایی گرفته باشد و تاریخ شعرهایش را به پیش از شهریور، یا به سال‌های قبل برده باشد منتفی نمی‌داند.

    این گفته‌ها پاسخ‌هایی هم در پی داشت. از جمله احمد افرادی در نامه‌ای سرگشاده همه اتهام‌های شفیعی کدکنی به نیما را محترمانه رد کرد.[۵۱] شاپور جورکش نیز در واکنش به نظر شفیعی کدکنی نظریّه او را نادرست دانست.[۵۲]

    خانه نیما

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    نمای بیرونی خانهٔ نیما

    نوشتار اصلی: خانه نیما یوشیج

    خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‌رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده‌است و حفاظت می‌شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.

    درگذشت

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    آرامگاه نیما

    تحقیق درباره نیما یوشیج

    خانهٔ نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد.

    این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.[۵۳][۵۴] سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. آرامگاه او در کنار آرامگاه خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و آرامگاه سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.

    کتاب‌شناسی

    اشعار

    اشعار فارسی

  • قصه رنگ پریده
  • منظومه نیما
  • خانواده سرباز
  • ای شب
  • افسانه
  • مانلی
  • افسانه و رباعیات
  • ماخ اولاً
  • شعر من
  • شهر شب و شهر صبح
  • ناقوس قلم انداز
  • فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ
  • آب در خوابگه مورچگان
  • مانلی و خانه سریویلی
  • مرقد آقا (داستان)
  • کندوهای شکسته (داستان)
  • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
  • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)
  • اشعار طبری

  • روجا
  • آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

    آثاری که در کتاب نیما یوشیج، دربارهٔ هنر و شعر و شاعری با گردآوری سیروس طاهباز" انتشار یافته:

  • ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان
  • تعریف و تبصره
  • حرف‌های همسایه
  • مقدمه خانواده سرباز
  • نامه به شین پرتو
  • مقدمهٔ «آخرین نبرد» شعرهای اسماعیل شاهرودی «آینده»
  • یادداشت برای مجموعه شعر منوچهر شیبانی
  • شعر چیست؟
  • از یک مقدمه
  • یک مصاحبه
  • دربارهٔ جعفرخان از فرنگ آمده
  • یک دیدار
  • سایر آثار:

  • دنیا خانه من است
  • نامه‌های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر
  • کشتی توفان
  • مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)
  • نامه‌ها

    نامه‌هایی از نیما یوشیج به جا مانده که بیشتر این نامه‌ها را نیما به برادر خود نوشته‌است. در میان این نامه‌ها پنج نامه هم وجود دارد که نیما به همسر خود نوشته‌است

    ارائه شده توسط : حسین ایزدی

    در وب سایت : پرشین جم


    تحقیق آماده | | بازدید | : mohsenfalse

    ارسال دیدگاه برای پست : تحقیق درباره نیما یوشیج

  • نرگس در مورد :مهم ترین فایده حجاب چیست میگه :

    نمیدونم

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 1 ماه پیش

  • حسام در مورد :انواع تصمیم گیری را نام ببرید تفکر هشتم میگه :

    تصمیم گیری آنی

    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ 1 ماه پیش

  • Rahil در مورد :میتوکندری چیست علوم هفتم میگه :

    عالی هر سوالی بخوای هست و به راحتی به جواب میرسی

    سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ 1 ماه پیش

  • بنیامین در مورد :مهم ترین محصول کشاورزی آسیا میگه :

    مهپ ترین محصول کشاورزی اسیا چیست

    دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ 2 ماه پیش

  • النا در مورد :من یک نوجوان ایرانی هستم که تصمیم دارم میگه :

    خوب

    پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ 1 ماه پیش

    • ...

    به نظر تان در پرشین جم چه مطالبی درج شود؟